اصول مدیریت مالی، مهارتی ضروری برای حفظ ثبات و ارتقای سلامت مالی در بلند مدت است. چه در حال بررسی بودجه باشید و چه در حال آماده سازی مقدمات سرمایه گذاری های آینده، درک اصول مدیریت مالی، پایه و اساس لازم را برای دستیابی به اهداف مالی شما را فراهم می کند.
مدیریت مالی برای موفقیت و ثبات هر سازمانی بسیار مهم است. مفهوم آن بیش از مدیریت امور مالی است و با تمام جنبه های درآمدزا و هزینه ای کسب و کار، از جمله سرمایه گذاری روی آموزش فروش و آموزش دیجیتال مارکتینگ، ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ درک اصول مدیریت مالی برای افراد و مشاغل ضروری است تا سلامت و پایداری مالی را تضمین کنند.
یک مشاوره فروش می تواند چشم انداز مالی یک شرکت را متحول کند و لزوم پایبندی به این اصول را بیش از پیش آشکار سازد. این مقاله دالب به اصول اساسی مدیریت مالی می پردازد و پایه محکمی را برای هر کسی که به دنبال افزایش سواد مالی و مهارت های تصمیم گیری خود است، فراهم می کند.

مدیر مالی کیست؟
مدیر مالی یک متخصص ارشد است که بر سلامت سازمان نظارت می کند و استراتژی مالی آن را شکل می دهد و معمولاً از نقش هایی مانند تحلیلگر مالی یا کنترل کننده مالی ارتقا می یابد. در حالی که برخی از شرکت های کوچک تر ممکن است علاوه بر سایر وظایف، به یک تیم محدود یا مالک برای مدیریت امور مالی متکی باشند، یک مدیر مالی متعهد معمولاً مسئول توسعه استراتژی های سرمایه، مدیریت جریان نقدی، ارزیابی سرمایه گذاری ها و حفظ روابط بانکی است.
این فرد همچنین با سایر مدیران همکاری می کند تا تخصیص منابع و اهداف بخش را با اهداف کلان همسو کند. با تجزیه و تحلیل داده های مالی پیچیده، یک مدیر مالی تعیین می کند که آیا شرکت ها می توانند ابتکارات را تأمین مالی کنند، رکودها را پشت سر بگذارند و بازده داشته باشند یا خیر.
مهارت های مدیر مالی
مدیران مالی موفق، تخصص فنی خود را با مهارت های انسانی ترکیب می کنند تا به تصمیم گیرندگان و رهبران در سراسر شرکت کمک کنند تا در حین عبور از فشارهای مالی پیچیده، پیشرفت کنند. در اینجا برخی از مهارت های اصلی که باید در یک مدیر مالی جستجو کنید، آورده شده است.
- تحلیل و مدل سازی مالی
- سیستم ها و فناوری
- دانش نظارتی
- ارتباطات استراتژیک
- رهبری و همکاری
- مدیریت ریسک
- هوش تجاری

مدیریت مالی چیست؟
مدیریت مالی به برنامه ریزی استراتژیک، سازماندهی، هدایت و کنترل تعهدات مالی در یک سازمان یا مؤسسه اشاره دارد. همچنین شامل اعمال اصول مدیریت بر دارایی های مالی یک سازمان است و در عین حال نقش مهمی در مدیریت مالی ایفا می کند. برخی از اهداف مربوطه:
- حفظ منابع مالی کافی برای سازمان
- اطمینان از اینکه سهامداران سازمان بازده خوبی از سرمایه گذاری خود دریافت می کنند
- استفاده بهینه و کارآمد از منابع مالی
- ایجاد فرصت های سرمایه گذاری واقعی و ایمن
در اصل، مدیریت مالی چارچوبی است که مدیران ارشد مالی و رهبران مالی برای تخصیص منابع، انتخاب سرمایه گذاری های رشد و بهبود بهره وری عملیاتی از آن استفاده می کنند. مدیران مالی مدرن از فناوری برای دستیابی به دید بلادرنگ از سلامت مالی شرکت های خود استفاده می کنند.
نرمافزار های حسابداری فروش و پلتفرم های ERP، عملکردهای مالی حیاتی مانند تراکنش های حسابداری، مدیریت دارایی های ثابت، شناسایی درآمد و پردازش پرداخت را در یک سیستم ادغام می کنند و داده های مورد نیاز برای مدیریت عملکرد مالی شرکت را در اختیار کارکنان قرار می دهند. این رویکرد جامع به تیم های مالی کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه ای بگیرند و رشد را هدایت کنند و در عین حال نقدینگی را مدیریت، سودآوری را حفظ و چالش های بالقوه را هدایت کنند.
مدیریت مالی همچنین از عناصر خاصی تشکیل شده است. این عناصر عبارتند از:
برنامه ریزی مالی: این فرآیند محاسبه میزان سرمایه مورد نیاز یک سازمان و سپس تعیین تخصیص آن است. یک برنامه مالی شامل اهداف کلیدی خاصی است که عبارتند از:
- تعیین میزان سرمایه مورد نیاز
- تعیین سازماندهی و ساختار سرمایه
- تعیین سیاست ها و مقررات مالی سازمان
کنترل مالی: این یکی از فعالیت های کلیدی در مدیریت مالی است. نقش اصلی آن ارزیابی این است که آیا یک سازمان به اهداف خود دست می یابد یا خیر. کنترل مالی به سؤالات زیر پاسخ میدهد:
- آیا دارایی های سازمان به طور شایسته استفاده می شوند؟
- آیا دارایی های سازمان ایمن هستند؟
- آیا مدیریت در راستای منافع مالی سازمان و ذینفعان کلیدی عمل می کند؟
تصمیم گیری مالی: این شامل سرمایه گذاری و تأمین مالی در رابطه با سازمان است. این بخش در مورد نحوه تأمین مالی سازمان، اینکه آیا باید سهام جدید بفروشند یا چگونه سود باید توزیع شود، تصمیم می گیرد.

وظایف بخش مدیریت مالی
بخش مدیریت مالی هر شرکتی توسط یک مدیر مالی اداره می شود. این بخش وظایف متعددی مانند موارد زیر دارد:
محاسبه سرمایه مورد نیاز: مدیر مالی باید میزان بودجه مورد نیاز یک سازمان را محاسبه کند. این بخش حیاتی از تدوین بیزینس پلن اولیه است و به سیاست های شرکت در رابطه با هزینه ها و سود مورد انتظار بستگی دارد. مبلغ مورد نیاز باید به گونه ای تخمین زده شود که توانایی درآمدزایی سازمان افزایش یابد و به رسیدن به نقطه سر به سر کمک کند.
تشکیل ساختار سرمایه: پس از تخمین میزان سرمایه مورد نیاز شرکت، باید یک ساختار سرمایه تشکیل شود. این شامل تجزیه و تحلیل بدهی، حقوق صاحبان سهام در کوتاه مدت و بلند مدت است. این امر به میزان سرمایه شرکت و مبلغی که باید از طریق منابع خارجی تأمین شود بستگی دارد.
سرمایه گذاری: هر سازمان یا شرکتی برای افزایش سرمایه بیشتر و کسب بازده منظم، نیاز به سرمایه گذاری دارد. از این رو، مدیر مالی باید وجوه سازمان را در سرمایه گذاری های امن و سودآور سرمایه گذاری کند. این سرمایه گذاری ها می تواند شامل موارد عملیاتی مانند تأمین بودجه برای کمپین های بازاریابی تعاملی یا حتی استراتژی های بازاریابی پنهان برای کسب سهم بازار باشد.
تخصیص سود: هنگامی که سازمان مقدار خوبی سود خالص به دست آورد، وظیفه مدیر مالی است که آن را به طور موثر تخصیص دهد. این می تواند شامل نگه داشتن بخشی از سود خالص برای موارد اضطراری، نوآوری یا اهداف توسعه باشد که اجرای آن ها اغلب نیازمند مدیریت تغییر موثر در سازمان است، در حالی که بخش دیگری از سود می تواند برای ارائه سود سهام به سهامداران استفاده شود.
مدیریت مؤثر پول: این بخش همچنین مسئول مدیریت مالی شرکت است. پول برای اهداف مختلفی در شرکت مانند پرداخت حقوق و صورتحساب ها، نگهداری موجودی، پرداخت بدهی ها و خرید هر گونه مواد یا تجهیزات مورد نیاز است.
کنترل مالی: مدیر مالی نه تنها باید برنامه ریزی، سازماندهی و تأمین بودجه را انجام دهد، بلکه باید امور مالی شرکت را در کوتاه مدت و بلند مدت نیز کنترل و تجزیه و تحلیل کند. این کار را می توان با استفاده از ابزارهای مالی مانند پیش بینی مالی، تحلیل نسبت ها، مدیریت ریسک و کنترل سود و هزینه انجام داد.

اهداف مدیریت مالی در سازمان ها چیست؟
مدیریت مالی فراتر از حسابداری و گزارشگری اولیه است و تقریباً بر هر جنبه ای از عملکرد یک کسب و کار، از یافتن بهبودهای بهره وری عملیاتی گرفته تا ایجاد عادات خرج کردن که از سودآوری بلند مدت پشتیبانی می کند، تأثیر مستقیمی بر کسب و کارها می گذارند. مدیران مالی می توانند به چندین روش کلیدی به شرکت های خود در دستیابی به این اهداف کمک کنند:
- به حداکثر رساندن سود: ارائه بینش در مورد، به عنوان مثال، افزایش هزینههای مواد اولیه که ممکن است باعث افزایش هزینه کالاهای فروخته شده شود.
- ردیابی نقدینگی و جریان نقدی: پول کافی برای انجام تعهدات شرکت در دسترس داشته باشید.
- تدوین سناریوهای مالی: این سناریوها بر اساس وضعیت فعلی کسب و کار و پیش بینی هایی هستند که طیف وسیعی از نتایج را بر اساس شرایط احتمالی بازار در نظر می گیرند.
- مدیریت روابط: برخورد مؤثر با سرمایه گذاران و هیئت مدیره.
در نهایت، این موضوع در مورد اعمال اصول مدیریتی مؤثر در ساختار مالی شرکت است.
حوزه های کلیدی مدیریت مالی
مدیریت مالی تمام جنبه های یک سازمان را در بر می گیرد و هر بخش از یک رویکرد هدفمند و تخصصی بهره مند می شود. در حالی که حوزه های مدیریت مالی اغلب با هم همپوشانی دارند، درک تمرکز فردی هر یک از آنها به تیم های مدیریتی کمک می کند تا شکاف های مهارتی را در تیم های مالی خود شناسایی کرده و اقداماتی را برای جلوگیری از غفلت از حوزه های مهم اما نادیده گرفته شده انجام دهند. حوزه های کلیدی مدیریت مالی عبارتند از:
سرمایهگذاری: مدیران مالی فرصت های سرمایه گذاری را ارزیابی می کنند و بازده واقع بینانه را در مقابل ریسک بالقوه مقایسه می کنند. این شامل خرید تجهیزات جدید، ارتقاء فناوری، ابتکارات توسعه بازار و اهداف خرید می شود. تیم های مالی با در نظر گرفتن هزینه های فرصت و سودهای بالقوه، تعیین می کنند که کدام سرمایه گذاری ها به بهترین وجه از اهداف استراتژیک پشتیبانی می کنند.
تدارکات: مدیران مالی در همکاری با تیم های تدارکات، کنترل هزینه ها را تعیین می کنند، شرایط پرداخت به تأمین کنندگان را مذاکره می کنند و هزینه کل مالکیت را برای خریدهای عمده ارزیابی می کنند. آنها با سنجش اهداف کاهش هزینه در برابر الزامات کیفیت و آسیب پذیری های زنجیره تأمین، تصمیمات خرید را بهینه می کنند.
سرمایه در گردش: ایجاد تعادل بین دارایی ها و بدهی های جاری مستلزم مدیریت دقیق چرخه های تبدیل وجه نقد، گردش موجودی کالا و وصول مطالبات است. مدیران با نظارت بر این معیارهای سرمایه در گردش در کنار پیش بینی های فروش و جریان نقدی، قصد دارند نقدینگی کافی را برای عملیات حفظ کنند، بدون اینکه پول نقد اضافی بلا استفاده ای را که می تواند در جای دیگری به کار گرفته شود، نگه دارند.
مالیات: فراتر از رعایت قوانین، مدیران مالی استراتژی های مالیاتی را تدوین می کنند که به طور قانونی تعهدات را بدون تأثیر منفی بر عملیات به حداقل می رسانند. این شامل ساختاردهی معاملات، مدیریت مفاد مالیاتی، هماهنگی با مشاوران خارجی و نظارت بر مقررات، اعتبارات و کسورات در حال تحول است که می توانند بر وضعیت مالیاتی کسب و کار تأثیر بگذارند.
مدیریت ریسک: مدیران مالی، تهدیدات بالقوه برای امور مالی شرکت، از نوسانات بازار و اختلالات زنجیره تأمین گرفته تا شکست های عملیاتی را شناسایی و تعیین می کنند. آن ها استراتژی های کاهش ریسک را توسعه می دهند که ریسک ها را با پتانسیل رشد متعادل می کند و کنترل ها و برنامه های احتمالی مانند پوشش بیمه و ذخایر مالی را اجرا می کنند.

مدیریت پروژه: همکاری با روسای بخش ها به مدیران مالی این امکان را می دهد که قابلیت اجرایی مالی هر طرح را از بودجه بندی اولیه گرفته تا مقایسه هزینه های نهایی با پیش بینی های اولیه ارزیابی کنند. در طول چرخه عمر پروژه، مدیران بازگشت سرمایه را ارزیابی می کنند و در صورت افزایش هزینه ها یا استفاده بهتر از منابع در جای دیگر، اصلاحات لازم را توصیه می کنند.
جریان نقدی: مدیریت زمان بندی و ارزش وجوه نقد ورودی و خروجی مستلزم یکپارچه سازی وصولی ها، پرداخت ها و سرمایه گذاری های کوتاه مدت است. مدیران مالی نیازهای نقدی را پیش بینی می کنند، زمان پرداخت را بهینه می کنند و برای جلوگیری از کسری بودجه بدون نگه داشتن وجه نقد بلا استفاده، اعتبار ایجاد می کنند.
بودجه بندی: مدیران مالی با تعیین اهداف مالی و برنامه های منابع بر اساس اهداف استراتژیک کلی، فرآیند بودجه بندی را هدایت می کنند. آن ها با روسای بخش ها، همکاری می کنند تا بودجه های واقع بینانه ای تعیین کنند، عملکرد جاری را با انتظارات مقایسه کنند و در صورت تغییر شرایط کسب و کار، تنظیمات لازم را انجام دهند.
برنامهریزی و تحلیل مالی (FP&A): برنامهریزی و تحلیل مالی (FP&A) از پیشبینی، مدلسازی سناریو و تحلیل عملکرد برای استخراج نتایج عملی از دادههای خام مالی استفاده میکند. تیمهای FP&A روندها را شناسایی میکنند، واریانسها را توضیح میدهند و دادههایی را ارائه میدهند که تصمیمات اجرایی را در مورد همه چیز، از قیمتگذاری گرفته تا ترکیب محصول، هدایت میکند.
گزارش دهی: گزارش نویسی مالی دقیق و به موقع، ذینفعان را در جریان امور قرار می دهد و پایان دوره را ساده می کند. مدیران مالی از نرم افزار حسابداری برای تهیه سریع گزارش های مدیریت داخلی، صورت های مالی خارجی و گزارش های تخصصی برای وام دهندگان یا سرمایه گذاران استفاده می کنند و شفافیت را با الزامات محرمانگی متعادل می سازند.

مسئولیت ها و وظایف مدیریت مالی
فعالیت های یک مدیر مالی در حوزه های فوق حول برنامه ریزی، پیش بینی و کنترل هزینه ها می چرخد.
وظیفه FP&A شامل صدور صورت های سود و زیان، تجزیه و تحلیل اینکه کدام خطوط تولید یا خدمات بالاترین حاشیه سود را دارند یا بیشترین سهم را در سودآوری خالص دارند، حفظ بودجه و پیش بینی عملکرد مالی آینده شرکت و برنامه ریزی سناریوها است.
مدیریت مالی شامل چهار مسئولیت اصلی زیر است.
برنامهریزی
مدیر مالی میزان پولی را که شرکت برای حفظ جریان نقدی مثبت، تخصیص بودجه برای رشد یا افزودن محصولات یا خدمات جدید و مقابله با رویدادهای غیر منتظره نیاز دارد، پیش بینی می کند و این اطلاعات را با همکاران تجاری خود به اشتراک می گذارد.
برنامه ریزی ممکن است به دسته هایی تقسیم شود که شامل هزینه های سرمایه ای، آموزش و ارزیابی، نیروی کار و هزینه های غیر مستقیم و عملیاتی می شود.
بودجه بندی
مدیر مالی، بودجه موجود شرکت را برای تأمین هزینه هایی مانند وام مسکن یا اجاره، حقوق، مواد اولیه، هزینه آموزش و ارزیابی کارکنان و سایر تعهدات اختصاص می دهد. در حالت ایده آل، مقداری برای موارد اضطراری و تأمین مالی فرصت های تجاری جدید کنار گذاشته می شود.
شرکت ها عموماً یک بودجه اصلی دارند و ممکن است اسناد فرعی جداگانه ای داشته باشند که مثلاً جریان نقدی و عملیات را پوشش می دهد. بودجه ها ممکن است انعطاف پذیر یا ثابت باشند.
مدیریت و ارزیابی ریسک
مدیران اجرایی کسب و کارهای مختلف از مدیران مالی خود انتظار دارند تا انواع ریسک ها را ارزیابی و کنترل های جبرانی را برای آنها فراهم کنند، از جمله:
ریسک بازار: بر سرمایه گذاری های کسب و کار و همچنین، برای شرکت های سهامی عام، بر گزارش دهی و عملکرد سهام تأثیر می گذارد. همچنین ممکن است منعکس کننده ریسک مالی خاص صنعت باشد، مانند یک بیماری همه گیر که بر رستوران ها تأثیر می گذارد یا تغییر خرده فروشی به مدل مستقیم به مصرف کننده.
ریسک اعتباری: به عنوان مثال، عدم پرداخت به موقع فاکتورهای مشتریان می تواند منجر به عدم وجود بودجه برای انجام تعهدات توسط کسب و کار شود و بر اعتبار و ارزش گذاری آن تأثیر منفی بگذارد، که توانایی وام گرفتن با نرخ های مطلوب را تعیین می کند.
ریسک نقدینگی: تیم های مالی باید جریان نقدی فعلی را پیگیری کنند، نیازهای نقدی آینده را تخمین بزنند و در صورت نیاز آماده آزاد سازی سرمایه در گردش باشند. مدیریت جریان نقدی نیز کلیدی است. مدیر مالی باید اطمینان حاصل کند که پول نقد کافی برای عملیات روزانه، مانند پرداخت حقوق کارگران و خرید مواد اولیه برای تولید، در دسترس است. این شامل نظارت بر جریان نقدی به داخل و خارج از کسب و کار است، عملی که مدیریت نقدی نامیده می شود.
ریسک عملیاتی: این یک مقوله فراگیر و جدید برای برخی از تیم های مالی است. این مقوله ممکن است شامل خطر حمله سایبری و اینکه آیا باید بیمه امنیت سایبری خریداری کرد یا خیر، برنامه های بازیابی کسب و کار که در حال اجرا است.
تدوین رویه ها
مدیر مالی رویه هایی را در مورد چگونگی پردازش و توزیع داده های مالی، مانند فاکتورها، پرداخت ها و گزارش ها، توسط تیم مالی، با امنیت و دقت تعیین می کند. این رویه های کتبی همچنین مشخص می کنند که چه کسی مسئول تصمیم گیری های مالی در شرکت است و چه کسی این تصمیمات را تأیید می کند.
در نهایت، مدیریت کنترل های مالی شامل تجزیه و تحلیل عملکرد مالی شرکت در مقایسه با برنامه ها و بودجه های آن است. روش های انجام این کار شامل تجزیه و تحلیل نسبت های مالی است که در آن مدیر مالی اقلام اصلی صورت های مالی شرکت را مقایسه می کند.
مدیریت مالی استراتژیک در مقابل مدیریت مالی تاکتیکی
در سطح تاکتیکی، رویه های مدیریت مالی نحوه پردازش معاملات روزانه، انجام گزارش مالی ماهانه، مقایسه هزینه های واقعی با بودجه بندی و برآورده کردن الزامات حسابرس و مالیات را تعیین می کنند.
در سطح استراتژیک تر، مدیریت مالی به فعالیت های حیاتی FP&A و چشم انداز سازی کمک می کند، جایی که رهبران مالی از داده ها برای کمک به همکاران خط کسب و کار در برنامه ریزی سرمایه گذاری های آینده، شناسایی فرصت ها و ایجاد شرکت های انعطاف پذیر استفاده می کنند.

اهمیت مدیریت مالی
مدیریت مالی قوی، پایه و اساس سه ستون از حاکمیت مالی سالم را فراهم می کند.
تدوین استراتژی
شناسایی آنچه که باید از نظر مالی اتفاق بیفتد تا شرکت به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود دست یابد. به عنوان مثال، رهبری در محیط کار بخش مالی برای برنامه ریزی سناریو به بینش در مورد عملکرد فعلی نیاز دارند.
تصمیم گیری
کمک به رهبران کسب و کار برای تصمیم گیری در مورد بهترین راه برای اجرای برنامه ها با ارائه گزارش های مالی به روز و داده های مربوط به شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) مربوطه.
کنترل
مشارکت هر بخش در چشم انداز و عملکرد در چارچوب بودجه و همسو با استراتژی.
با مدیریت مالی مؤثر، همه کارکنان می دانند که شرکت به کجا می رود و نسبت به پیشرفت دید دارند. این شفافیت به مدیران کمک می کند تا مدل های حاکمیتی را توسعه دهند که استراتژی های سطح اجرایی را به اقدامات بخش ها تبدیل می کنند و فعالیت های روزانه را با اهداف بلند مدت همسو نگه می دارند.
مدیریت مالی معیارهای عملکرد و حلقه های بازخوردی را ارائه می دهد که بخش ها را قادر می سازد تا اهداف را تعیین کرده و عملیات را در صورت نیاز تنظیم کنند، مانند ردیابی چگونگی تأثیر هزینه های تدارکات بر حاشیه سود یا چگونگی تأثیر الگوهای فصلی بر جریان نقدی. این رویکرد به شرکت ها کمک می کند تا انعطاف پذیری و تاب آوری لازم را برای پاسخگویی به شرایط متغیر بازار بدون از دست دادن اهداف خود ایجاد کنند.
نمونه ای از مدیریت مالی چیست؟
فرض کنید مدیرعامل یک شرکت خمیر دندان می خواهد محصول جدیدی را معرفی کند: مسواک.
او از تیمش می خواهد هزینه تولید مسواک را تخمین بزنند و مدیر مالی تعیین می کند که این بودجه از کجا باید تأمین شود، مثلاً وام بانکی.
مدیر مالی این بودجه را به دست می آورد و آنها را به تولید مسواک به مقرون به صرفه ترین روش ممکن اختصاص می دهد. با فرض اینکه مسواک ها خوب فروش بروند، مدیر مالی داده هایی را جمع آوری می کند تا به تیم مدیریت کمک کند تصمیم بگیرد که آیا سود را صرف تولید مسواک بیشتر کند، خط تولید دهانشویه راه اندازی کند، به سهامداران سود سهام بپردازد یا اقدام دیگری انجام دهد.
در طول این فرآیند، مدیر مالی بررسی خواهد کرد که آیا شرکت به اندازه کافی پول نقد برای پرداخت حقوق کارگران جدید تولید کننده مسواک در اختیار دارد یا خیر. او همچنین تجزیه و تحلیل خواهد کرد که آیا شرکت به اندازه ای که هنگام بودجه بندی پروژه تخمین زده بود، هزینه و درآمد دارد یا خیر.

نتیجه گیری
در نهایت، تسلط بر اصول اولیه مدیریت مالی به شما کمک می کند تا به ثبات مالی برسید، ثروت بسازید و آینده ای مرفه را تضمین کنید. با شروع برخی از مراحل ذکر شده در این راهنما، کنترل آینده مالی کسب و کار خود را در دست بگیرید. همیشه به خاطر داشته باشید که موفقیت مالی یک شبه اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیاز به یک رویکرد استراتژیک، نظم و انضباط و تلاش مداوم دارد.
مدیریت مالی فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل منابع مالی یک سازمان برای دستیابی کار آمد و مؤثر به اهداف آن است. این امر مستلزم تصمیم گیری های استراتژیک در مورد کسب، تخصیص و استفاده از وجوه برای اطمینان از سلامت و پایداری مالی سازمان است. مدیریت مالی شامل طیف گستردهای از وظایف، مانند بودجه بندی، برنامه ریزی مالی، مدیریت ریسک و بودجه بندی سرمایه ای و موارد دیگر است.
تسلط بر اصول مدیریت مالی برای هر کسی که به دنبال دستیابی به موفقیت مالی است، چه در زمینه شخصی و چه در زمینه تجاری، بسیار مهم است. با درک و به کارگیری این اصول، مدیران مالی می توانند تصمیمات آگاهانه ای بگیرند که سلامت مالی و پایداری سازمان هایشان را افزایش می دهد.





