چشم انداز کسب و کار به عنوان زیربنای اصلی هر سازمانی که به دنبال موفقیت و آینده ای درخشان است، شناخته می شود. این مفهوم که گاهی با بیانیه ماموریت اشتباه گرفته میشود، در واقع تصویری روشن، الهام بخش و بلندمدت از آینده ای است که یک شرکت آرزوی دستیابی به آن را در سر می پروراند. به طور دقیق، چشم انداز کسب و کار پاسخی روشن به این پرسش اساسی است که ما در آینده به چه چیزی میخواهیم تبدیل شویم؟.
این بیانیه همانند یک ستاره قطبی عمل می کند که تمام استراتژی ها، تصمیمات و فعالیت های روزمره سازمان را هدایت کرده و به کارکنان و ذینفعان دلیلی محکم برای تلاش و تعهد میبخشد. در نبود یک چشم انداز کسب و کار مدون و شفاف، سازمانها همچون کشتیهایی بدون قطبنما در اقیانوسی متلاطم سرگردان خواهند بود و انرژی و منابع ارزشمند خود را در مسیرهای پراکنده و بیهدف هدر خواهند داد.
فهم و تعریف درست چشم انداز کسب و کار برای هر مدیری حیاتی است. یک چشم انداز کسب و کار قدرتمند، نه تنها مسیر آموزش فروش و آموزش دیجیتال مارکتینگ را روشن می سازد، بلکه فرآیند استخدام کارشناس فروش را نیز جهت دهی میکند؛ چرا که شما به دنبال افرادی هستید که با این آینده آرمانی همسو باشند. این بیانیه در شکل گیری فرهنگ سازمانی نقشی کلیدی دارد و از طریق آموزش های مرتبط، به کارکنان کمک میکند تا درک کنند که چگونه رفتار و عملکرد آنها در دستیابی به اهداف بزرگتر شرکت اثرگذار است.
در نهایت، این چشم انداز کسب و کار است که در لحظات دشوار و پر از ابهام، به رهبران و تیم ها یادآوری میکند که چرا این مسیر را آغاز کردهاند و مقصد نهایی آنها کجاست. در اینجا اهمیت داشتن یک چشم انداز کسب و کار شفاف و دریافت مشاوره فروش استراتژیک برای همسوسازی تیمها با آن، بیش از پیش آشکار میشود.

اجزای سازنده یک چشم انداز کسب و کار قدرتمند
یک چشم انداز کسب و کار اثربخش، مجموعه ای از ویژگی ها و عناصر کلیدی را در خود جای داده است که آن را از یک جمله شعاری توخالی متمایز می کند. این عناصر به بیانیه عمق و کارایی بخشیده و آن را به ابزاری کاربردی برای هدایت سازمان تبدیل می کنند. تدوین یک چشم انداز کسب و کار بدون در نظر گرفتن این اجزا، نتیجهای جز یک عبارت زیبا اما بیفایده نخواهد داشت.
درک این عناصر به رهبران کمک میکند تا بیانیهای خلق کنند که نه تنها در ذهن ها باقی بماند، بلکه در قلب ها نیز نفوذ کند و الهامبخش عمل باشد. هر جزء از این پازل، نقشی حیاتی در تکمیل تصویر نهایی و اطمینان از کارآمدی چشم انداز کسب و کار ایفا میکند.
آینده نگر و بلند مدت
مهم ترین عنصر، تمرکز بر آینده است. چشم انداز کسب و کار نباید وضعیت موجود شرکت را شرح دهد، بلکه باید تصویری از آنچه شرکت در ۵، ۱۰ یا حتی ۲۰ سال آینده می خواهد باشد، را ترسیم کند. این نگاه بلندمدت به سازمان اجازه میدهد تا از روزمرگی ها فراتر رفته و برای موفقیت های پایدار برنامه ریزی نماید. این ویژگی به استراتژی ها عمق بخشیده و تضمین میکند که تصمیمات امروز، در راستای ساختن فردای مطلوب اتخاذ میشوند.
یک چشم انداز کسب و کار آینده نگر، تیم را تشویق می کند تا به فراتر از اهداف فصلی یا سالانه نگاه کرده و نقش خود را در تصویر بزرگ تر ببینند. این دیدگاه بلند مدت، اساس تدوین یک بیزینس پلن جامع و واقع بینانه است که مسیر رسیدن به آن آینده را مشخص میسازد.
الهام بخش و انگیزهبخش
یک چشم انداز کسب و کار باید قادر باشد احساسات را برانگیزد و شور و اشتیاق را در میان کارکنان، مدیران و حتی مشتریان ایجاد نماید. این بیانیه باید چیزی فراتر از اهداف مالی صرف (مانند افزایش سود) را به تصویر بکشد. باید به یک هدف والاتر، یک تأثیر مثبت بر جامعه یا صنعت، یا حل یک مشکل بزرگ اشاره داشته باشد.
وقتی کارکنان احساس کنند که کارشان بخشی از یک حرکت بزرگ و معنادار است، تعهد و وفاداری آنها به شکل چشمگیری افزایش مییابد. این الهام بخش بودن در مدیریت برند نیز نقشی کلیدی ایفا میکند، زیرا به مشتریان دلیلی برای ارتباط عاطفی با برند داده و آن ها را به حامیان وفادار تبدیل مینماید.
واضح، مختصر و قابل فهم
پیچیدگی دشمن شماره یک یک چشم انداز کسب و کار مؤثر است. این بیانیه باید به زبانی ساده و روان نگاشته شود، به طوری که هر فردی در سازمان، از مدیر عامل تا کارمندان تازه کار، بتواند به راحتی آن را درک کرده و به خاطر بسپارد. به کارگیری اصطلاحات تخصصی و جملات طولانی و مبهم، پیام اصلی را مخدوش میکند. یک چشم انداز کسب و کار قدرتمند، آن است که بتوان آن را به راحتی در یک مکالمه کوتاه بیان کرد و شنونده فوراً ماهیت و هدف آن را درک نماید. این وضوح، سنگ بنای همسویی در سراسر سازمان است و تضمین میکند که همه در یک جهت حرکت میکنند.
چالش برانگیز اما قابل دستیابی
چشم انداز کسب و کار باید جاه طلبانه باشد و سازمان را به خروج از منطقه امن خود ترغیب نماید. باید به قدری بزرگ باشد که تیم را به هیجان آورد و آنها را به نوآوری و تلاش بیشتر وادارد. با این حال، این جاه طلبی نباید به یک رویای غیرقابل دسترس تبدیل شود. اگر چشم انداز آنقدر دور از واقعیت باشد که کارکنان آن را دست نیافتنی بدانند، به جای ایجاد انگیزه، منجر به ناامیدی و بی تفاوتی خواهد شد. بنابراین، یافتن تعادل میان یک هدف بزرگ و چالشی و یک مقصد قابل باور و قابل دستیابی، هنری است که در تدوین یک چشم انداز کسب و کار موفق نهفته است.

نقش حیاتی چشم انداز کسب و کار در استراتژی های سازمانی
چشم انداز کسب و کار تنها یک بیانیه زیبا برای نصب بر روی دیوار شرکت نیست؛ بلکه یک ابزار استراتژیک قدرتمند است که به طور مستقیم بر فرآیند برنامهریزی و تدوین استراتژیهای کلان سازمان تأثیر میگذارد. در واقع، چشم انداز کسب و کار نقطه شروع و مقصد نهایی هر برنامه استراتژیک است. استراتژی، نقشه راهی است که به ما میگوید چگونه به مقصد برسیم، و این چشمانداز است که آن مقصد را تعریف میکند.
بدون یک چشم انداز کسب و کار مشخص، تدوین استراتژی به مجموعه ای از اقدامات پراکنده و بدون جهت تبدیل میشود که فاقد انسجام و اثربخشی لازم هستند. این ارتباط تنگاتنگ، تضمین میکند که تمام تلاش های سازمان در یک راستا متمرکز شده و به سوی یک هدف مشترک هدایت میشوند.
۱. تعیین جهت گیری و اولویت ها
چشم انداز کسب و کار به عنوان یک قطب نمای استراتژیک عمل کرده و جهت کلی حرکت سازمان را مشخص مینماید. وقتی رهبران و تیمها بدانند که مقصد نهایی کجاست، می توانند به راحتی فرصت ها را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرند که کدام پروژه ها، سرمایه گذاری ها و فعالیت ها آنها را به چشمانداز نزدیکتر میکند و کدام یک آنها را از مسیر منحرف میسازد.
این وضوح در جهتگیری، به اولویت بندی منابع محدود سازمان (زمان، پول و نیروی انسانی) کمک شایانی میکند. به جای تلاش برای انجام همه کارها، سازمان میتواند بر روی مهمترین ابتکاراتی که بیشترین تأثیر را در تحقق چشم انداز کسب و کار دارند، تمرکز نماید.
۲. همسوسازی دپارتمان ها و تیم ها
در سازمان های بزرگ، یکی از بزرگ ترین چالش ها، ایجاد هماهنگی و همسویی بین واحدهای مختلف است. دپارتمان های فروش، بازاریابی، تولید و منابع انسانی ممکن است هر کدام اهداف و اولویت های خاص خود را داشته باشند که گاهی با یکدیگر در تضاد هستند. چشم انداز کسب و کار یک زبان مشترک و یک هدف نهایی مشترک را برای همه فراهم میآورد.
این هدف مشترک، سیلوهای سازمانی را شکسته و همکاری بین تیمی را تقویت میکند. برای مثال، با پیاده سازی مدیریت فرآیند کسب و کار BPM، سازمان میتواند فرآیندهای خود را بازطراحی کند تا همه آنها در خدمت رسیدن به آن چشم انداز کسب و کار نهایی باشند و یکپارچگی لازم را ایجاد نمایند.
۳. پایه و اساس تصمیمگیریهای کلان
در هر کسب و کاری، مدیران به طور مداوم با تصمیمات دشوار و پیچیدهای روبرو هستند؛ از ورود به یک بازار جدید گرفته تا توسعه یک محصول نوآورانه یا ادغام با یک شرکت دیگر. در چنین شرایطی، چشم انداز کسب و کار به عنوان یک معیار قدرتمند برای ارزیابی گزینه ها عمل میکند. مدیران میتوانند از خود بپرسند: کدام گزینه ما را به چشم اندازمان نزدیکتر میکند؟.
این سوال ساده، فرآیند تصمیم گیری را تسهیل کرده و از اتخاذ تصمیمات کوتاه مدت که با اهداف بلندمدت سازمان در تضاد است، جلوگیری میکند. استفاده از یک سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار میتواند به سازمان ها کمک کند تا این تصمیمات استراتژیک را به صورت سیستماتیک و همسو با چشمانداز اتخاذ نمایند.
۴. افزایش انگیزه و تعهد کارکنان
همانطور که پیشتر اشاره شد، چشم انداز کسب و کار با ایجاد یک هدف معنادار، به کارکنان انگیزه میبخشد. وقتی کارکنان درک میکنند که چگونه وظایف روزمره شان در تحقق یک هدف بزرگ و الهام بخش نقش دارد، احساس تعلق و مالکیت بیشتری نسبت به کار خود پیدا میکنند. این امر منجر به افزایش بهرهوری، نوآوری و کاهش نرخ خروج کارکنان میشود. یک چشم انداز کسب و کار که به خوبی به اشتراک گذاشته شده باشد، فرهنگی از تعهد و اشتیاق را در سراسر سازمان ایجاد میکند و افراد را از کارمند صرف به شرکای سفر در مسیر رسیدن به آینده ای روشن تبدیل مینماید.

اهمیت چشم انداز کسب و کار
اهمیت داشتن یک چشم انداز کسب و کار استراتژیک فراتر از ایجاد انگیزه و جهتدهی داخلی است. در دنیای رقابتی و پر از تغییر امروز، این چشمانداز به یک مزیت رقابتی حیاتی تبدیل شده است که میتواند تفاوت بین موفقیت پایدار و شکست را رقم بزند. سازمان هایی که فاقد یک چشم انداز کسب و کار روشن هستند، در برابر تغییرات بازار شکننده بوده و به راحتی از مسیر خود منحرف میشوند.
در مقابل، شرکت هایی که با یک چشمانداز قدرتمند هدایت میشوند، از ثبات، انعطاف پذیری و توانایی بیشتری برای جذب بهترین ها برخوردارند. درک این دلایل، به مدیران کمک میکند تا سرمایه گذاری زمان و انرژی برای تدوین یک چشم انداز کسب و کار را به عنوان یک ضرورت استراتژیک ببینند، نه یک تمرین تشریفاتی.
۱. جذب و حفظ استعدادهای برتر
در بازار کار امروز، افراد مستعد و متخصص به دنبال چیزی فراتر از یک حقوق خوب هستند. آن ها میخواهند بخشی از یک سازمان معنادار باشند که تأثیر مثبتی بر جهان میگذارد. یک چشم انداز کسب و کار الهامبخش، مانند یک آهنربا برای جذب این استعدادها عمل میکند. این بیانیه به کاندیداهای شغلی نشان میدهد که شرکت شما به کجا میرود و چرا باید به این سفر بپیوندند.
علاوه بر این، این چشم انداز به حفظ کارکنان کلیدی نیز کمک میکند، زیرا به آن ها دلیلی برای ماندن و رشد در کنار سازمان میدهد، حتی زمانی که با پیشنهادهای مالی بهتری روبرو میشوند. تحول سازمانی موفق، اغلب با تعریف مجدد چشم انداز برای الهام بخشیدن به نسل جدیدی از استعدادها آغاز میگردد.
۲. ایجاد تمایز در بازار رقابتی
در بازارهای اشباع شده، که محصولات و خدمات بسیار شبیه به هم هستند، چشم انداز کسب و کار میتواند یک عامل تمایز قدرتمند باشد. مشتریان به طور فزایندهای تمایل دارند از برندهایی خرید کنند که با ارزش ها و باورهای آنها همخوانی دارد. یک چشمانداز که به وضوح هدف والاتر شرکت را بیان میکند، میتواند یک پیوند عاطفی قوی با مشتریان ایجاد کرده و وفاداری به برند را تقویت نماید.
این تمایز به افزایش آگاهی از برند کمک میکند و دلیلی به مشتری میدهد که شما را به رقبایتان ترجیح دهد. یک چشم انداز کسب و کار قوی، داستان برند شما را روایت کرده و آن را در ذهن مصرف کنندگان ماندگار میسازد.
۳. افزایش انعطاف پذیری و تابآوری در برابر تغییر
دنیای کسب و کار به طور مداوم در حال تغییر است. فناوری های جدید ظهور میکنند، ترجیحات مشتریان تغییر میکند و بحران های غیر منتظره رخ میدهند. سازمان هایی که چشم انداز کسب و کار مشخصی ندارند، در مواجهه با این تغییرات دچار سردرگمی شده و به راحتی مسیر خود را گم میکنند. اما یک چشم انداز کسب و کار پایدار، به عنوان یک لنگر در طوفان عمل میکند.
در حالی که استراتژی ها و تاکتیک ها ممکن است برای سازگاری با شرایط جدید تغییر کنند، چشمانداز ثابت میماند و به سازمان کمک میکند تا هویت و هدف اصلی خود را حفظ کند. این ثبات در هدف، تاب آوری سازمان را در برابر ناملایمات افزایش میدهد. یک استراتژی تبلیغات هوشمندانه نیز باید همواره پیام های خود را با این چشمانداز بلندمدت همسو نماید.

ویژگی های یک چشم انداز کسب و کار اثربخش
برای اینکه یک چشم انداز کسب و کار بتواند نقش استراتژیک خود را به درستی ایفا کند، باید دارای ویژگی های مشخصی باشد. این ویژگی ها کیفیت و کارایی آن را تضمین کرده و آن را از یک جمله مبهم به یک ابزار مدیریتی قدرتمند تبدیل میکنند. تدوین کنندگان چشم انداز کسب و کار باید این خصوصیات را به عنوان یک چک لیست در نظر بگیرند تا اطمینان حاصل کنند که بیانیه نهایی، تمام پتانسیل خود را برای الهام بخشی و هدایت سازمان به کار میگیرد.
یک چشم انداز کسب و کار که فاقد این ویژگی ها باشد، به سرعت به فراموشی سپرده می شود و تأثیر معناداری بر عملکرد سازمان نخواهد داشت.
یک چشم انداز کسب و کار مؤثر نباید سعی کند همه چیز برای همه کس باشد. باید به اندازه کافی متمرکز باشد تا یک جهت مشخص و واضح را برای سازمان تعیین نماید. یک بیانیه بیش از حد گسترده و کلی، نمیتواند راهنمای عملی برای تصمیم گیری باشد. برای مثال، بهترین شرکت دنیا بودن یک چشمانداز ضعیف است، زیرا بسیار مبهم است. اما تبدیل شدن به معتبرترین منبع اطلاعات ورزشی برای طرفداران در سراسر جهان یک چشمانداز متمرکز است که به وضوح حوزه فعالیت و هدف نهایی را مشخص میکند. این تمرکز به سازمان کمک میکند تا انرژی خود را در یک مسیر مشخص هدایت نماید.
بهترین چشم اندازها، آنهایی هستند که یک تصویر ذهنی روشن در ذهن مخاطب ایجاد میکنند. چشم انداز کسب و کار باید به گونه ای نگاشته شود که افراد بتوانند آیندهای را که توصیف میکند، ببینند و احساس کنند. استفاده از زبان توصیفی و زنده به جای کلمات انتزاعی و شرکتی، به این امر کمک میکند. این قابلیت تجسم، درک و به خاطر سپردن چشم انداز را آسان تر کرده و آن را برای همه اعضای سازمان ملموستر میسازد. این تصویرسازی ذهنی، فرآیند تدوین چشم انداز کسب و کار را از یک تمرین نوشتاری به یک خلق هنری نزدیکتر میکند.
چشم انداز کسب و کار شما باید مختص سازمان شما باشد و نباید به راحتی برای هر شرکت دیگری قابل استفاده باشد. این بیانیه باید بازتابی از ارزش ها، فرهنگ، تاریخچه و مزیت های رقابتی منحصر به فرد شرکت شما باشد. کپی کردن چشمانداز شرکت های دیگر، یک اشتباه بزرگ است، زیرا چنین بیانیه ای فاقد اصالت بوده و نمیتواند با کارکنان و مشتریان شما ارتباط برقرار کند. برای تدوین یک چشم انداز منحصر به فرد، لازم است از روش های تحقیق بازار برای درک جایگاه ویژه خود و نیازهای مشتریان بهره گرفت تا بتوانید آینده ای را ترسیم کنید که فقط شما قادر به ساختن آن هستید.

راهنمای نگارش چشم انداز کسب و کار
نوشتن چشم انداز کسب و کار یک فرآیند خلاقانه و در عین حال استراتژیک است که نیازمند تفکر عمیق و مشارکت افراد کلیدی در سازمان است. این کار نباید به صورت انفرادی توسط مدیرعامل در یک اتاق بسته انجام شود. هرچه افراد بیشتری در این فرآیند درگیر شوند، نتیجه نهایی قوی تر، معتبرتر و مورد پذیرش بیشتری خواهد بود. فرآیند تدوین چشم انداز کسب و کار به اندازه خود بیانیه نهایی اهمیت دارد، زیرا فرصتی برای گفتگوهای استراتژیک، همسوسازی دیدگاه ها و ایجاد تعهد مشترک فراهم میکند. در ادامه یک راهنمای گام به گام برای این فرآیند ارائه شده است.
تشکیل تیم اصلی: یک گروه متنوع از افراد کلیدی سازمان، شامل مدیران ارشد، مدیران میانی و کارمندانی که درک عمیقی از فرهنگ و عملکرد شرکت دارند را گرد هم آورید.
طوفان فکری و بررسی گذشته و حال: جلساتی را برای بررسی تاریخچه شرکت، موفقیت ها، شکست ها، ارزش های اصلی و وضعیت فعلی سازمان برگزار کنید. از خود بپرسید: ما که هستیم؟ چه کاری را به خوبی انجام میدهیم؟ چه تأثیری بر مشتریان و جامعه داشته ایم؟
نگاه به آینده: به ۱۰ تا ۲۰ سال آینده فکر کنید. دنیا چه شکلی خواهد بود؟ صنعت شما چه تغییری خواهد کرد؟ شرکت شما در آن آینده چه نقشی میخواهد ایفا کند؟ چه تأثیر بزرگی میخواهید بر جای بگذارید؟ در این مرحله میتوان از تکنیک های خلاقانه مانند تبلیغ نویسی با هوش مصنوعی برای تولید ایده های اولیه و دیدگاه های جدید الهام گرفت.
پیش نویس اولیه: بر اساس ایده های جمع آوری شده، چندین پیش نویس از چشم انداز کسب و کار را بنویسید. در این مرحله نگران کامل بودن جملات نباشید، فقط ایده های اصلی را روی کاغذ بیاورید.
پالایش و ویرایش: پیشنویس ها را بر اساس ویژگی های یک چشمانداز مؤثر (که در بخش قبل ذکر شد) ارزیابی کنید. جملات را کوتاه تر، واضح تر و الهام بخشتر کنید. کلمات اضافی را حذف کرده و روی پیام اصلی تمرکز کنید. میتوان از یک ایجنت هوش مصنوعی برای تحلیل متن و پیشنهاد بهبودهای ساختاری و لغوی استفاده کرد.
دریافت بازخورد: پیش نویس نهایی را با گروه بزرگ تری از کارکنان به اشتراک بگذارید و از آن ها بازخورد بگیرید. آیا آن را درک میکنند؟ آیا برایشان الهام بخش است؟ آیا آن را باور دارند؟
نهایی سازی و ترویج: پس از اعمال بازخوردها، چشم انداز کسب و کار نهایی را تصویب کنید. اما کار در اینجا تمام نمیشود. مهمترین بخش، ترویج و زنده نگه داشتن آن در سراسر سازمان از طریق ارتباطات مداوم، جلسات عمومی، و گنجاندن آن در فرآیندهای ارزیابی عملکرد و استخدام است. یک چشم انداز کسب و کار قدرتمند باید در تار و پود سازمان تنیده شود.

نمونه هایی از چشم اندازهای الهام بخش شرکت های برتر
بررسی چشم انداز کسب و کار شرکت های موفق جهانی و داخلی میتواند منبع الهام خوبی برای تدوین چشم انداز سازمان شما باشد. این نمونه ها نشان میدهند که چگونه یک جمله کوتاه و قدرتمند میتواند جهتگیری یک کسب و کار عظیم را مشخص کند و به نماد آن برند تبدیل شود. توجه داشته باشید که این بیانیه ها اغلب ساده و به دور از پیچیدگی هستند، اما عمق استراتژیک زیادی در پس آنها نهفته است.
شرکت تسلا (Tesla)
چشم انداز کسب و کار: ایجاد قانع کننده ترین شرکت خودروسازی قرن بیست و یکم با هدایت گذار جهان به وسایل نقلیه الکتریکی.
این چشم انداز کسب و کار بسیار قدرتمند است. اولا، با قانع کننده ترین شرکت خودروسازی جاه طلبی خود را نشان میدهد. ثانیا، با هدایت گذار جهان یک هدف والاتر و تأثیرگذار را مشخص میکند که فراتر از فروش خودرو است. این بیانیه به وضوح تمرکز شرکت بر نوآوری (قرن ۲۱) و پایداری (وسایل نقلیه الکتریکی) را نشان می دهد و به خوبی توانسته است استعدادهای برتر مهندسی را به سوی خود جذب نماید.
شرکت دیجیکالا
چشم انداز کسب و کار: (بر اساس بیانیه های عمومی) تبدیل شدن به انتخاب اول و معتبرترین پلتفرم خرید آنلاین برای هر ایرانی.
این چشم انداز کسب و کار داخلی نیز ویژگی های یک چشمانداز خوب را داراست. انتخاب اول جاه طلبی و رهبری بازار را نشان میدهد. معتبرترین بر اهمیت اعتماد و کیفیت در فضای تجارت الکترونیک تأکید دارد. برای هر ایرانی نیز نشان دهنده مقیاس بزرگ و تعهد به خدمت رسانی به تمام نقاط کشور است. این چشم انداز کسب و کار به وضوح مسیر توسعه و تمرکز این شرکت بر لجستیک، خدمات مشتریان و تنوع کالا را هدایت کرده است. استفاده هوشمندانه از ابزارهایی مانند ویدئو مارکتینگ برای نمایش گستردگی خدمات، مستقیماً در خدمت تحقق این چشمانداز قرار دارد.

نتیجهگیری
چشم انداز کسب و کار به مثابه ستاره قطبی، یک تصویر آرمانی و بلند مدت از آینده را ترسیم میکند و به سازمان ها کمک می کند تا در مسیر استراتژیک خود ثابت قدم بمانند. این ابزار قدرتمند، با ایجاد جهت گیری، همسویی و انگیزه، پایه های موفقیت پایدار را بنا می نهد. داشتن یک چشم انداز کسب و کار روشن برای هر سازمانی که به دنبال رشد و بقا در دنیای رقابتی امروز است، یک ضرورت مطلق است.
داشتن یک چشم انداز کسب و کار پایدار و الهام بخش برای هدایت سفر، و در عین حال، داشتن آگاهی و ابزارهای لازم برای اجتناب از خطاهای شناختی که ما را از این مسیر پراهمیت منحرف می کنند. یک چشم انداز کسب و کار موفق، سپری در برابر طوفان های بحرانی است.






